در اين مختصر سعي شده از ذکر بعضي موارد اشتباه که بيان آن ها تأثيري نداشته يا نمي توان آن را براي دانش آموز به سادگي تصحيح و انتقال داد خودداري شود. به نظر نگارنده ی اين سطور، علوم و تلاشهاي علمي با تاريخ مربوطه اشان آغاز و با ارزش عملي و کاربردي شان در يک دوره ادامه و در نهايت به فلسفه ختم مي شوند. در اين رهگذر چشم پوشي از تاريخ صحيح هر علم يا اشتباه نگاري و سهل انگاري در ارايه آن، پايه هاي يک علم را کج بنا مي نهد و طبيعي است که ديوار هم تا ثريا کج خواهد رفت. اشتباهات چاپي و نيز اشتباهات مربوط به ويراستاري نيز مفصل است که در اينجا به آن پرداخته نشده است زيرا اولاً در تخصص بنده نيست (اگرچه با همين بضاعت کم نيز مي توان اشتباه در کاما گذاري، استفاده از افعال نابجا، قيود و صفات نامربوط را تشخيص داد) ثانياً اين اشتباهات جزء لاينفک هر نوشتاري است که فقط با کمک ويراستاران تخصصي مي توان آن ها را کم کرد. در هر حال نبايد از ذکر اين مطلب نيز غافل شد که اين فصل بنا به دلايل زياد ، عليرغم اشتباهات علمي و چاپي آن، از ساختاري مناسب و شيوهايي نوين بهره مي برد که در کتاب ها ي قبلي از آن خبري نبود.و تاثيری جالب و قابل توجه بر درک و دانش معلمان گرامی و دانش آموزان از مکانيک کوانتومي داشته است.
1- بيش تر بدانيد صفحه 2 در ابتداي فصل چندان مناسب نيست.زيرا دانش آموز تصورصحيحي از اتم و ساختار آن ندارد. به همين دليل مطالب ارايه شده باعث طرح سوالاتي ميشود که گاهي به جاي ايجاد انگيزه و شوق دنبال کردن مطلب، آن ها را از پي گيري سوالات زده مي کند.پيشنهاد مي شود ِاين بيش تر بدانيد به انتهاي فصل انتقال داده شود.که به سوالات مطرح شده توسط دانش آموزان نيز به توان پاسخ مناسب داد.
2- جمله « مطالعه روي عنصر ها به حدود 2500 سال پيش بر مي گردد» چندان صحيح نيست زيرا مفهوم عنصر در 2500 سال پيش مشخص نبوده تا مطالعه ای روي آن انجام شود. همچنين به نظر بيش تر دانشمندان مطالعه درباره ماهيت مواد به خيلي قبل از آن، يعني فعاليت هاي نظري تمدن هاي هند ، چين، مصر و... برمي گردد که اطلاعات و شواهد ما براي آن کافي نيست به همين دليل اين جمله اگر اينگونه تصحيح شود به نظر بهتر است:
« مطالعه روي ماهيت مواد سازنده جهان با توجه به مدارک و شواهد موجود از 2500 سال قبل با پيدايش فلسفه نظري در يونان به طور جدی آغاز شد.»
3- در صفحه 2 کتاب درسي، ارسطو را به عنوان پيشنهاد دهنده سه عنصر ديگر ( به جز آب) معرفی کرده است که صحيح نيست.صحيح آن به ترتيب 1- تالس (آب) 2- آناکسيمنس (هوا ) 3- هراکليتوس (آتش) 4- امپدوکلس (به هر سه عنصر قبل، خاک را نيز اضافه کرد) بعدها (يک قرن بعد از امپدوکلس ) ارسطو علاوه بر پذيرش هر چهار عنصر فرض کرد که آسمان ها از عنصر پنجمي ( اتر ) ساخته شده است. و چهار خاصيت گرمي، سردي، خشکي و رطوبت را اضافه کرد.
4- هر چند نخستين بار«بويل» مفهوم عنصر را ارايه داد.اما تعريف عنصر به صورتي که در کتاب آورده شده است ظاهراً مربوط به «لاوازيه» است. دانشمندي فرانسوي که او را بنيادگذار شيمي مدرن مي دانند.
5- در نظريه اتمي «دالتون» شماره 3 «قانون پايستگي جرم لاوازيه» و شماره 6 ، «قانون نسبت هاي معين پروست» مي باشد که «دالتون» نيز از آن ها بهره گرفت. آوردن آن ها در جمع نظريه هاي دالتون بدون ذکر نام دانشمندان مربوطه (پروست و لاوازيه) باعث مي شود تا دانش آموز آن ها را به عنوان نتيجه کارهاي عملي دالتون محسوب کند. بنابر اين حداقل نام آنها درون پرانتز در جلوي جمله مربوط به قانون آن ها يا در حاشيه صفحه قرار گيرد.
6- پاراگراف اول در صفحه 4 کتاب داراي ارتباط و استدلال مناسب در مطالب براي علت کشف الکترون نيست. مي توان اين بخش را تحت عنوان بيش تر بدانيد با ذکر مختصري از تاريخچه کشف الکترون ارايه کرد.
7- عکس صفحه 4 مربوط به برق کافت شيميايي زيرنويس مناسبي ندارد زيرا اين تصور پيش مي آيد که کاشف الکترون فارادي بوده است. شايد جمله « اجراي چنين آزمايش هايي منجر به کشف قوانين الکتروشيميايي و ماهيت الکتريکي ماده شد و بعد ها تلاش فاردي براي عبور الکتريسيته از خلأ ـ که البته موفق نشد ـ باعث ترغيب ديگران به ساخت لامپ کاتدي و آزمايش هاي مربوطه تا کشف الکترون شد.» بهتر باشد.
8- در صفحه 7 بهتر بود که قدرت عبور هر سه پرتو براي يک نوع مانع مثلا سرب يا آلومينيم در نظر گرفته شود تا مقايسه راحت تري توسط دانش آموز انجام شود و يا کم ترين ضخامت لازم براي هر سه مانع نشان داده شده در شکل (آ) نوشته شود.(اگرچه ذکر اين نکته نيز ضروري است که چون سرعت سير ذره براي هر پرتو با توجه به نوع منبع پرتوزا متفاوت است.بايد نوع ماده پرتوزا نيز مشخص شود.)
9- صفحه 8 پاراگراف آخر آزمايش رادرفورد را در سال 1915 نوشته است.که درست آن در سال 1911 است.
10- در صفحه 19 فرضيه بور در 6 قسمت نوشته شده است شايد بهتر بود با ادغام قسمت هاي 1و2 و همچنين 4و5 به طور کلي در 4 قسمت نوشته شود که با با چهار فرض ارايه شده توسط بور نيز هماهنگ تر باشد.
11- فکر کنيد صفحه 9 قسمت مشاهده(دومين مشاهده) «تعداد زيادي از ذره هاي آلفا» بهتر است به صورت«تعدادی از ذرات آلفا» نوشته شود.زيرا در اين آزمايش تعداد زيادي از ذرات آلفا بدون انحراف عبور کرده اند و تعداد اندکي منحرف شده اند.همچنين قسمت سوم مشاهده يعني جمله «تعداد بسيار اندکي از ذره هاي آلفا(حدود يک از بيست هزار)» بايد به « تعداد بسيار اندکي از ذره هاي آلفا(حدود يک از هر هشت هزار يا ده هزار ) تصحيح شود.
12- شکل 2 صفحه 9 ضخامت ورقه طلا را 2000 اتم نوشته است که به نظر اشتباه است زيرا بيشتر کتاب های مرجع ضخامت 10000 اتمي (004/0ميلي متري)را ذکر کرده اند.
13- صفحه 11 دو سطر آخر «رادرفورد بر اين باور بود که عدداتمي همه ی اتم هاي يک عنصر يکسان است» درست به نظرنمي آيد زيرا رادرفورد از سال 1898 کار و تحقيق روي ايزوتوپ ها را آغاز کرد و جايزه نوبل را نيز در سال 1908 بخاطر کار روي ايزوتوپ ها و کشف تبدل عنصرهاي پرتوزا دريافت کرد که با توجه به معلومات او از ايزوتوپ ها و کار کوری ها و همچنين تامسون و ديگران در اواخر قرن نوزدهم و در اوايل قرن بيستم، داشتن چنين تصوري بعيد است.
14- صفحه 7 در رابطه با تابش هاي ساطع شده از مواد پرتوزا بهتر است اين مطلب در حاشيه صفحه ذکر شود که آلفا و بتا و گاما تابش هاي مربوط به مواد پرتوزای طبيعي هستند و پرتوزا هاي مصنوعي نيز وجود دارند که تابش هاي ديگري به جز اين تابش ها دارند.
15- حاشيه صفحه 14 در بحث پايداري ايزوتوپ ها براي جلوگيري از تناقض قاعده گفته شده با تلاشي هسته اي پتاسيم پرتوزا (که از اين قاعده تبعيت نمي کند) اشاره واضح تري به وجود قواعد ديگر در اين زمينه شود.
16- صفحه 14 ذکر چگالي يخ ِآب معمولي و آب سنگين ضروري است.
17- صفحه 22 مقايسه دو نمودار نمي تواند چندان صحيح باشد.
18- صفحه 28 بهتر بود نام و قاعده هوند در متن درسي ذکر شود نه در بيش تر بدانيد.(البته در بيشتر بدانيد آمده است که آن هم اشتباه است)
19- در پايان فصل با توجه به بحث آرايش الکتروني، ضروري به نظر مي رسد که تعيين دوره و گروه عنصرها نيز مد نظر قرارداده شود.(صفحه 31 مربوط به تعيين دسته بندي عنصرها است نه دوره و گروه)